طنز/ وقتی درخت، چغندر شد
مشایی گفت: چرا نمیشه؟ مگه شاعر نگفته قلب من قلب پرنده، پوستم اما پوست شیر؟ خب من هم قلب من قلب چغندر است و پوستم اما پوست درخت. مشکل این کجاست؟
مشایی گفت: چرا نمیشه؟ مگه شاعر نگفته قلب من قلب پرنده، پوستم اما پوست شیر؟ خب من هم قلب من قلب چغندر است و پوستم اما پوست درخت. مشکل این کجاست؟